>
>
>
] از این شاخه ] عبور دو سوسک ] گلدانی پر گل ] تا در می گشایم ] سه درخت سنجد ] غرش رعد، ] بیست و یک خرداد، ] شب تابستان، ] در حوضخانه ] وزش باد گرم، ] طلوع آفتاب، ] پروانه ای سفید شاه توت! آب شاه توتی، ] لکه های سرخ ] بوق کامیون ها، تماشای شغال ها از پنجره قطار ] هجوم آسمان و درختان به پنجره ای بسته بالش پيرمردي گيوه اي کهنه ] خشک شده اند گل هاي شاه پسند، برف سنگين می گذرد... اما این گذشتن ها جریان زلال عشق است هرز می رود ] لقمه های شیرین عشق مثل بغض تلخ تنفر گلو گیر بود، نگذاشتند عاشق بمانم... به همین سادگی بزرگترین دروغت را باور می کنم. سر انگشتان روحم مجروح است از وزن کردن واژه های سنگی دلت را بردار! کوچکم چون دانه ای شن در نگاه مات یک ماهی، هیچکس اندازه من نیست. روی لب های باد... گرگ ها از همه سو می آیند! فال خون می گیرد کولی آزادی یک گلوله بردار! واژه دلتنگی در حد فهم فصل ها نیست نزدیک تر بیا هر چند تکراریست، شب تا سحر روی لبم شطّ عطش جاریست از نور سیرابم کنید آقا...
صدای سگ ها
از کوچه پشتی،
چرت می زنم!
به آن شاخه می پرد،
طوطی زخمی
از صف مورچه ها،
قرار بود بنویسم!
در کنار گلدانی خشک،
هر دو داودی
پروانه ای می گذرد،
کجا می رفتم؟!
در سایه بلند کاج،
فرزندانم...
عصر تابستان،
پرواز قاصدک ها
بر فراز حوض
از خاطرات می گوییم
من و دوستم
همهمه گنجشک ها
تفنگ بادی
افتادن چند توت
در فنجان چای
شش قمری وارونه
واقعیت کدام است؟
زیر کاج نشسته اند
گربه ها و مرغ ها
بر برگ نو رسته مو
عنکبوتی کوچک
بر فراز اقاقیا،
نباید جلوتر رفت!
لب هایم ارغوانی ست
بیاد کودکی
بر صورت و دست هایم،
نوبر شاه توت
تار تنیده عنکبوتی
بین دو شاه توت
]
آواز توکا
موقع چیدن شاه توت،
کجا رفته ام؟
عصر بهاری
روز آفتابی
شب
شانه به شانه ام می نشیند
تا دوباره با هم
سکوت را مرور کنیم...
زمان چقدر دیر می گذرد،
وقتی دست های تو
ترانه بودن را زمزمه نمی کنند!
روی زمین
فکر هایم را زیر رو می کنم...
عقل و احساس به توافق رسیده اند
اما من،
هنوز شک دارم!
بوسه ها را
پژواکی نیست،
میان صخره های ابری!
تمام درخت ها
از تبر می هراسند،
عشق تبری است
در آغوش کشیدنش
ممکن نیست!
ظهر زمستان،
می خواستم بنویسم...
اما
عشق پای این روز های ناخوانا را
امضا نمی کند!
اوقاتم غمگین است،
دست و پای دلم را بسته اند
چقدر تنها می شویم...
وقتی تن های مان را
وقتی کسی در خودش نیست!
باشی یا نباشی
که از لابلای انگشتان زندگی
بگو عاشقم...
طعم خون پیچده

