صبح پاييزي،
مشتم را پر مي کنم
از بذر گل ها
+
شنبه 16 آبان1388ساعت 2:9 توسط م.الفت
|
ابرهاي سرخ،
پرواز دو خفاش
بر فراز حوض
+
شنبه 16 آبان1388ساعت 1:53 توسط م.الفت
|
به جرم طلاق،
باتلاقي برايت تدارک ديده اند
قاتلان آزادي
+
شنبه 16 آبان1388ساعت 1:34 توسط م.الفت
|
حوض یخ زده...
نوک زدن کلاغ ها
به عکس ماهی
+
پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 2:41 توسط م.الفت
|
شب پاییزی
صدای پارس سگ ها
کنار پنجره
+
پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 2:37 توسط م.الفت
|
از همیشه عاشق ترم...
با این که قلبم
مدت هاست مهر و موم شده!
+
چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 3:18 توسط م.الفت
|
سهم تو از من
همین قدر بود...
بدنی بی من!
* پ.ن: صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولی زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
+
پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 3:36 توسط م.الفت
|
طعم خون ولیمو!
زبانم را بریده
آبنبات شکسته
+
پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 3:20 توسط م.الفت
|
پنهان شده
زیر سایه اقاقی
گل اطلسی
+
پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 3:3 توسط م.الفت
|
تکه ابری کجاست؟!
گوش هایم پر از
خرخر سایه هاست
+
پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 2:59 توسط م.الفت
|
سایه ای وبالم نیست
خالی شده ام...
از عشقی خیالی
+
پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 2:53 توسط م.الفت
|
گره ای کور،
در کلاف سر در گم دروغ ها
واقعیت!
+
یکشنبه 26 مهر1388ساعت 19:28 توسط م.الفت
|
هر روز که پنجره را باز می کنم
آرزو می کنم روی دیوار مقابل
چیزی نوشته باشی
که بتوانم دلم را
میان خطوطش جا بگذارم...
+
شنبه 18 مهر1388ساعت 13:45 توسط م.الفت
|
تو را...
با جوهر واژه ها ترسیم می کنم
بر تابلوی ترانه ای تازه
+
پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 3:1 توسط م.الفت
|
ناشیانه پنهان شدنت
دیدنی ست...
پشت پرده ای که نیست
+
پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 2:53 توسط م.الفت
|
بین ما
فاصله ایست غریب
که روح مان را
در هم ادغام می کند
+
پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 2:50 توسط م.الفت
|
واژه هایم...
برای تو می میرند
و دفن می شوند
در گور جمعی شعری عاشقانه
+
پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 2:38 توسط م.الفت
|
پل ها همه صراط اند
و بندگان بند باز...
رسولان رستگاری!
+
دوشنبه 6 مهر1388ساعت 19:30 توسط م.الفت
|
چشم هایت را
کجا پنهان کنم...
آشپز خانه امن نیست!
+
دوشنبه 6 مهر1388ساعت 19:11 توسط م.الفت
|
حق من است
زمستانی سر سبز
که عمری پای برهنه
کرت های بهاری بی حاصل را
پشت سر گذاشته ام
+
یکشنبه 5 مهر1388ساعت 12:23 توسط م.الفت
|